Thursday, October 10, 2002

در انتظار كروكي
امروز ماشينم را گم كردم.يعني خودش گم شد.بعدش ر�تم كلانتري خبر بدم،تو راه يه س�ر دروني ر�تم و يادم اومدش كه ديروز ماشين رو گذاشتم تو پاركينگ بيمه كه ديگه مجبور نباشم هر روز تو ص� بيمه معتل بشم.اينجوري دردسرش كمتره هر روز خودم پياده ميرم بيمه...امروز كارمند بيمه ميگ�ت كه اگر يك بار ديگه تصاد� كنم يه زامياد به من جايزه ميدهند.مي گ�ت شما خورد خورد پول 3 تا ماتيز از ما گر�تيد.ديگه وقت نشد كه ازش بپرسم كه كجاي ماشين رو بايد داغون كنم تا برنده شوم،اگه شما در اين زمينه اطلاعاتي داريد لط�ا برام بنويسيد.
رالي تهران چالوس در يك ماه آينده برگزار خواهد شد.من هم ميخوام شركت كنم.البته به عنوان يك �منيست .قبول دارم كه رانندگيم خوب نيست ولي ن�س عمل برام مهمه.اصلا اهميت نمي دم كه يه عمر بابام بهم سر كو�ت بزنه كه ماشين رو تو دره هاي جاده چالوس گم كردم. و اصلا برام مهم نيست كه يه عمر كابوس لحظه شروع مسابقه رو ببينم و هر بار كه يادم مي ا�تد كه ترمز دستي رو نخوابونده بودم و هي گاز ميدادم و �كر ميكردم گاز ماشين خرابه 4 ستون بدنم به لرزه در بياد.واقعيت اينه كه من با اين كارم جنبش �منيسم رو پيش بردم.

Thursday, October 03, 2002

يه آقايي كه شهيار قنبري رو خيلي دوست داشت يه روز ميخواست يه اسم خوب براي يه جايي انتخاب كنه .با اسم “آبي دريا“ خيلي حال ميكرد اما چون كلمه متعلق به آقاي قنبري بود و او نمي خواست حقوق ترانه سرا را پايمال كند مجبور شد كه از خيرش بگذرد و چيزي شبيه به آن را خودش اختراع كند.خلاصه بعد از كلي �كر كردن �آبي باران “ را انتخاب كرد.واژه قشنگيه...
يه روز يه آقايي كه مرحوم بهار را خيلي دوست داشت و با شعر“ مرغ سحر “ زندگي ميكرد ميخواست كه يه اسمي براي يه جايي انتخاب يا اختراع كنه،يه چيزي شبيه به مرغ سحر.ايشون هم خيلي �كر كرد و بالاخره “ مرغ كرچ“ را انتخاب كرد. اينجوري هم اختراع كرده بود و هم اختراعش شبيه به چيزي بود كه
خيلي دوستش داشت.
اين آقا به همين صورت شعر هم مينويسه،شعرهايي مثل “من از اون روزهاي باروني ميخوام“ .
----
راستي شماره جديد كاپوچينو منتشر شد(به قول پرستو رو آنتن ر�ت).بچه هاي خوشبخت كاپوچينو تبريك ميگم...

Monday, September 30, 2002

----------نقل قول از آخرين نوشته مرحوم نيما-----------
٭ من ديگر نيستم ر�قا“

چرا نتوانستم در مقابل وسوسهء عريان کردن خودم در مقابل ديگران مقاومت کنم ؟ ، شايد چون تمام اين حر�ها را بايد به شخص ديگري مي زدم يک ن�ر مثل عشق آدم ، يا نه اصلا يک روانشناس

اما هر چه هست ديگر نمي خواهم بنشينم توي يک اتاق شيشه اي تا ملت بنشينند و زل بزنند به من

! من ديگر نيستم ر�قا

اما بدانيد همه تان را دوست دارم ، تو عمو رضا ، تو خاله قاصدک ، تو خسرو ، تو خورشيد خانوم ، تو پينک �لويديش، تو ياشار عاشق ، تو ليلاي ليلي ، تو بابک ، تو پرستو و تو ...

تو دوست ناديده ام که هر روز مي نشستي و زل مي زدي به چالش هاي من و زندگي ام

راستي حسين جان ! ممنون از لط�ت ، که اگر تو نبودي اين نوشته ها هم امروز يا شده بود بغض �رو خورده يا کاغذ سياه شده اي که حالا مچاله شده توي سطل زباله بود

من ديگر نيستم ر�قا ! براي هميشه ء تلخ هميشگي

راستي تولد يک سالگي مان جاي من را هم خالي کنيد اگر يادتان مانده بودم هنوز

سبز پايدارو پر از عشق باشيد

پسر کوچولوي دنيايتان که ايستاده بود جلوي باد و ترانه هاي تنهايش را برايتان مي خواند

نيما “
-------------------
بازگشت همه به سوي اوست
دوستان ،عزيزان،همكاران و ...به همين مناسبت مجلس ختمي در مسجد رضا واقع در خيابان نيلو�ر ،پايين تر از هات چاكلت برگزار ميگردد.
حضور سروران باعث شادي روح آن مرحوم و به زحمت ا�نادن بازماندگان ميشود.طبق وصيت آن مرحوم هزينه ك�ن و د�ن صر� امور خيريه شده و ميت رو زمين مانده است.وسيله اياب ذهاب از محل وبلاگ آن مرحوم آماده حركت است


Sunday, September 29, 2002

به من بگو چرا؟
نام :محمد رضا شهرت:عاشق پيشه
امروز بالاخره خاك بازي تموم شد. دستم خراشيده شده بايد بهش دوا گلي بزنم.
---
وقتي تو چشمهات نگاه ميكنم يه چيزي توش پيدا ميكنم.نميدونم چيه،ولي احتمالا لنزه.چند خريديش؟
تو گل سرخي من بلبل شيدا،ميزنم چه چه يارم شده پيدا
تو گل سرخي من بلبل شيدا،ميزنم چه چه يارم شده پيدا
قلب كوچكم را در ميان شكو�ه هاي بهاري مي گذارم و از پرندگان عزيز تقاضاي چه چه دارم.لط�ا چه چه بزنيد...
---
نمي دونم،نميخورم،نمي بينم،آخه چرا؟يعني چه ساعتي؟كجا؟مطمئني؟آخه مگه ممكنه؟راست ميگي؟آهان! واقعا كار قضا و قدر رو ميبينيد؟آخه همون كنار؟با همون چيزها؟اي بابا.من كه صدبار آرزو كردم كاش برق ر�ته بود.
ميدونيد يه چيزي شده.نميدونم چيه.ولي يه دوستي رو چند وقت پيش ديدم كه از گروني بنزين مي ناليد.گوشي دستته؟ولي اون روز از حر�هاي اون يار رنج كشيده به يقين رسيدم.آخه ما آدمها چرا اينقدر بد هستيم؟كاش تو كره ماه به دنيا آمده بودم تا با اين يار روبرو نشده بودم و مسيرم رو تغيير نميدادم.دوست دارم عزيزم.به اندازه خنده هات .به اندازه دانشجوهاي دانشگاه آزاد.
if you saw a man ,who lean to a tree
beware that he is lover and cried.

Saturday, September 28, 2002

دوست عزيزم احسان اين روزها سرش خيلي شلوغه و به همين خاطر احتمالا وقت نميكنه كه وبلاگش رو به روز كنه .براي همين من بهش كمك ميكنم و يه مطلب براش مينويسم .
---------------------------------
عكس امروز را چند ن�ر از مريدانم برام �رستادند.واقعا كه چه خلقتيه.آخرشه .به نظر شما منظور من قلكه يا باستن اون...برام بنويسيد .
آخ امروز بيچاره شدم .صبح اينقدر با عجله از خونه ر�تم بيرون كه عينك آ�نابي ام جا موندش.آقا نمي دونين چه بدبختي داشتم .مردم شناخته بودنم .من رو با دست به همديگر نشون ميدادند.اينقدر امضا دادم كه انگشتم قلمبه شده.آخه ميدونين ما خيلي معرو� شديم.ديروز بابام از دست اين خبرنگار سمجه سي ان ان به تنگ اومده بود و بهش گ�ت اگه باز هم به اين كارات ادامه بدي به بادي گاردهاي پسرم ميگم ببرنت اونجا كه عرب ني نندازه.البته من بادي گارد ندارم ولي شخصا عشق باديگاردم.
بيرون ر�تن خيلي عذاب آور شده .آخه خيلي معرو� شديم .تو تمام هتل ها ،رستورانها،كا�ه ها و كلانتري ها عكسمونو چسبوندند و بهمون سرويس نميدن.زير عكسمون هم نوشتند:"ارائه خدمات به روشن�كراني كه در عكس ميبينيد اكيدا ممنوع است"
يكي از بچه ها هم برام پيغام گذاشته بودكه تو اخبار "اي بي سي" ديدتمون.
راستي داشتم امروز رو تعري� مي كردم.ديگه به تنگ اومده بودم .صورتمو با دستام پوشوندم و يه راست ر�تم درمانگاه.گ�تم آقا بپيچ.گ�ت چيو بپيچم؟گ�تم صورت منو باندپيچي كن داداش.دكتره هم داشت ميشناختم.هي ميگ�ت آقا من شما رو يه جايي ديدم.هنرپيشه نيستيد؟ شانس آوردم كه ديگه پيچيده بود و ميشد انكار كنم.
چند روزه كه خيلي ا�سردگي گر�تم.يعني دقيقا از روزي كه ماني كوچولو دات كام شده.خوش به حالش .كاش والدين من هم به �كرم بودند و "من و احسان"رو ثبت كرده بودند.خيلي خوب ميشد...همه جا چو مي انداختيم كه احسان معرو� ترين بلاگر دنياست.
ديگه بايد برم .امروز ميخوام برم دانشگاه ،تعاوني دانشگاه داره قند كوپني مي ده.زود برم كه زياد تو ص� معتل نشم ،كله قند هم به من برسه.
امروز علاوه بر اينكه عينك آ�تابي ميزنم،يه ريش مصنوعي بلند با پنبه براي خودم درست كردم.آخ معرو�يت هم چقدر دردسر داره.اااااه ه ه ه ه ه ديگه از شهرت حالم بهم ميخوره...........
سلام پرستو يك كوهكي (هيچوقت �كر نميكرديد كه مچتونو بگيرم و يه كوه غصبي و اشغالي رو نه با انت�اضه كه با عقل و درايت بي نظيرم آزاد كنم،اي اشغالگراي دژخيم)
----موضوع را خود پرستو ميدونه-------
----تقديم به پرستو كه براي پيدا كردن چند عنوان كتاب تخصصي در بلاگ خود درخواست كمك كرده است.
-----مطمئن باش كه اين كنابها بيشتر به دردت ميخوره،حداقلش اينه كه شوهر آينده ات آقت نميكنه و در روز قيامت هم به عنوان نزول خور و كاپيتاليست سند جهنم را به نامت نميزنند،اقتصاد چيه ديگه!!!و-----
پرستو جان با توجه به اينكه دختري علاقمند و مستعد و همواره در صدد پيشر�ت و كسب مدارج بالا در زندگي آينده خود هستي كتابهاي زير را به عنوان كتب مرجع به جنابعالي معر�ي ميكنم .اميد است كه با است�اده از اين منابع و ماخذ گرانمايه جهشي «اربيتالي» در زندگي كاري و خصوصي شما حاصل شود.
-- راهنماي آشپزي-تالي� استاد رزا منتظمي-نشر زن روز-چاپ يازدهم -1341
--هنر خانه داري-مول�:�اطمه خانوم كروبي-نشر گلرنگ
-- شوهر داري از حر� تا عمل -نشر مدرسه
-- �رهنگ خانه داري- تالي� الهه كولايي-نشر دانشگاهي
-- اصول بچه داري در 24 ساعت- نشر كانون اصلاح و تربيت
--اقتصاد خانواده؛زن صر�ه جو-تالي� كميته امداد
-- كاردستي با روزنامه باطله و نشريه وزين نسا(زنان سابق)-تالي� سازمان �رهنگي هنري شهرداري تهران با همكاري معاونت عمراني
-- راهنما و �رهنگ جامع شستشوي �رش-استاد كور اوغلي
-- اصول عناد ورزيدن با همسر-تالي� خانوم كمپاني(ميس كمپاني معرو�)
-- حواست را جمع كن وگرنه باز هم ميزنمت
-- حل المسائل گره هاي كور عشقي- نشر چنته
-- بدون شوهرم هرگز تالي� حجي جون
-- دروغه،به خدا دروغه!!! نشر ثالث
-- �لس�ه ن�قه در قرن بيست و يكم ،نشر ني
-- مليله دوزي بدون مليله -كانون پرورش �كري كودك و نوجوان
-- لوندي و صد و يك نكته كليدي،مركز نشر آثار ع�ا�گران حر�ه اي وابسته به �رهنگسراي جوانان
-- كابوس من؛هوو !!!
-- من بدبختم كه گير تو ا�تادم ،ااااه ... اصلا ميرم خونه بابام-تالي� مليحه رنجبر
--ما با هم ت�اهم نداريم-ترجمه گيتي خوشدل
-- هزارويك پيش نويس درخواست طلاق و نامه هاي عاشقانه-نشر تربيت مدرس
--ديگه دوستم نداري؟پس چرا مي زنيتم ؟نشر اغماز
-- من وسواسي نيستم ،تو هپليي
-- بيست و چهار �ن خانگي تكواندو
-- زنان ونوسي مردان اقيانوسي بچه هاي بي ناموسي -تالي� مرحوم گاليله
-- بچه كه عمرو ن�سه يكي كمه ،بيستا خوبه،چهل تا بسه-تالي� استاد �راغتي
-- پوكي استخوان و هزار و يك درد بي درمون
-- تستهاي طبقه بندي شده انتخاب همسر-انتشارات قلمچي
--ماتيز سواري دولا دولا نميشه
در صورت نياز به منابع ناب و كمياب (كنكوري) با من تماس بگيريد. تدريس خصوصي �ال قهوه - روانشناسي-كنگ �و-جودو -آشپزي مبتدي و پيشر�ته-خانه داري-كدبانوگري و هزاران �عاليت سازنده ديگر
-----مهره مار،دعاي مهر و محبت،گرد عشق،و قرص ضد ترشيدگي موجود است.(به قيمت تجاري)-----
خداحا�ظ